الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

66

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

حادث قبل ، علّت حادث بعد شمرده نشود بلكه مجموع حوادثى كه به هم مرتبط مىگردند و در پيدايش يا از ميان رفتن يك شىء و يك حادث مؤثّر هستند ، علّت وجود آن شمرده مىشوند ، كه در ردّ اين احتمال نيز به قسمتى از همان بيانى كه در ردّ احتمال دوم داشتيم اشاره مىكنيم ، مثل بطلان تسلسل و لزوم سرآغاز در حركات و تحوّلات تكاملى و لزوم نقطهء آغاز در هر سير و حركتى كه به نقطهء مشخّص رسيده باشد . نكته‌اى كه تذكّر آن لازم است اين است كه علّت فاعلى بودن حادثات و پديده‌ها نسبت به حادث وجودىِ ديگر ، قابل اثبات نيست زيرا آنچه هست تبديل و تحوّل اجزاءِ يك پديده به پديدهء ديگر است كه علّت مادّىِ آن شمرده مىشود و به اين مقدار ثابت است كه علّت مادّى يك پديده ، اجزاءِ پديدهء ديگر است كه به آن متحوّل شده است . امّا اينكه علّت فاعلىِ وجود آن و اين تحوّل خاصّ همان اجزاء است يا چيز ديگرى خارج از آن ، با اين تغيير و تحوّل و پيدايش ، معلوم نمىشود و قابل درك حسّى نيست . و امّا احتمال چهارم كه ذات مادّه علّت پديده‌ها و حوادث بوده و اين اقتضا را داشته باشد كه همواره مادّه ، عامل و علّت تحوّلات و تحرّكات و تغيير از صورتى به صورتى و از كيفيّتى به كيفيّتى ديگر باشد ، از اين جهت مردود است كه اگر مقصود اين است كه مادّه بالضّروره بسيط يا مركّب باشد ، بايد مصوِّر به صورت و هيأتى باشد و بدون صورت ، وجود خارجى ندارد . اين سخن ، تغييرات و تحوّلات مختلف و اشخاص حوادث و پديده‌هاى گوناگون و ارتباطات آنها را با يكديگر توجيه نمىكند و انكار علّيّت ذات مادّه نسبت به تحوّلات و پديده‌هاست ؛ و اگر غرض اين است كه ذات مادّه علّت اين تغييرات و تحوّلات است و اين تغييرات همه